استرس چیست؟

 

استرس و DSM

رابطه ی بین استرس و آسیب روانی به قدری اهمیت دارد که نقش استرس در تدوین های تشخیصی تأیید شده است. استرس می تواند از رویدادهای منفی و مثبت ایجاد شود. هر دو نوع استرس می توانند بر توانایی ها و مهارت های مقابله کردن فرد فشار بیاورند. هر چند که استرس بد معمولاً صدمه ی بیشتری وارد می کند.در DSM طبقه ی تشخیصی تازه ای به نام اختلالات مرتبط با آسیب و عامل استرس زا تعیین شده است.

 

عواملی که فرد را برای استرس آماده می کنند

هر کسی با الگوی منحصر به فرد ضروریات مواجه می شود که باید با آن سازگار شود علت این است که افراد ، موقعیت های مشابه را به صورت متفاوتی درک و تعبیر می کنند، و همچنین از لحاظ عینی، هیچ دو نفری با الگوی عوامل استرس زای دقیقا یکسانی مواجه نمی شوند. همچنین برخی افراد بیشتر از دیگران احتمال دارد که تحت استرس، دچار مشکلات بلند مدت شوند. امکان دارد که این تا اندازه ای با مهارت های مقابله کردن و وجود منابع خاص ارتباط داشته باشد. برای مثال، کودکان در برابر عوامل استرس زای شدید، مانند جنگ و تروریسم خیلی آسیب پذیر هستند. پژوهش همچنین حکایت دارد نوجوانانی که والدین افسرده دارند، نسبت به رویدادهای استرس زا حساس تر هستند، این نوجوانان بعد از تجربه کردن وقایع استرس زا از آنهایی که والدین افسرده ندارند به احتمال بیشتری خودشان در رابطه با افسردگی مشکل دارند. مقدار استرسی که در اوایل زندگی تجربه می کنیم نیز ما را بعدها نسبت به استرس حساس تر می کند. تأثیرات استرس ممکن است تراکمی باشند، به طوری که هر تجربه استرس زا سیستم را حساس تر می کند. اصطلاح تحمل استرس به توانایی فرد برای تحمل کردن استرس، بدون معیوب شدن جدی اشاره دارد.

ویژگی های عوامل استرس زا

عوامل استرس زایی که جنبه های مهمتر زندگی فرد را شامل می شوند مانند مرگ عزیز،طلاق،..اغلب برای افراد بسیار استر زا هستند. همچنین هر چه عوامل استرس زا طولانی تر باشد تأثیر آن شدیدتر است. امکان دارد فردی از کار کسالت آور و ناخوشایندی که ظاهرا گریزی از آن نیست خسته شده باشد، به مدت چند سال از زندگی زناشویی ناگوار و پر از تعارض، رنج کشیده باشد،یا محدودیت جسمانی یا بیماری طولانی مدتی او را به شدت ناکام کرده باشد. عوامل استرس زا اغلب تأثیرات تراکمی نیز دارند.تحقیقات نشان می دهند که وقایع پیش بینی ناپذیر و غیر منتظره احتمالا فرد را در معرض استرس شدیدتر قرار می دهند. آتش سوزی ویرانگر در خانه و صدمه ای که ایجاد می کند اتفاقاتی نیستند که کسی یاد گرفته باشد با آنها مقابله کند. سرانجام اینکه در مورد عوامل استرس زای کنترل ناپذیر، راهی مانند گریختن یا اجتناب کردن برای کاهش دادن تأثیر آن وجود ندارد. به طور کلی انسانها و حیوانات توسط عوامل استرس زای کنترل ناپذیر و پیش بینی پذیر یا کنترل پذیر نیستند، دچار استرس می شوند.

روش درمان استرس

استرس و پاسخ استرس چگونه است؟

برای اینکه بدانیم چرا استرس می تواند به مشکلات جسمانی و روانی منجر شود، باید بدانیم وقتی دچار استرس می شویم چه اتفاقی در بدنمان می افتد بدن هنگام روبرو شدن با تهدید یک عامل استرس زا دستخوش موجی از تغییرات زیستی می شود. در اینجا دو سیستم جداگانه درگیر هستند. سیستم سمپاتیک برای بسیج کردن منابع و آماده سازی جهت پاسخ جنگ یا گریز، طراحی شده است. پاسخ استرس در هیپوتالاموس شروع می شود که دستگاه عصبی سمپاتیک را تحریک می کند. این به نوبه ی خود، باعث می شود که قسمت داخلی غدد فوق کلیوی آدرنالین و نورآدرنالین ترشح کند. وقتی اینها در خون گردش می کنند موجب افزایش ضربان قلب می شوند. آنها همچنین باعث می شوند که بدن گلوکز را سریع تر بسوزاند. سیستم دوم درگیر در پاسخ استرس، سیستم هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال نامیده می شود. هیپوتالاموس علاوه بر تحریک دستگاه عصبی خودمختار هورمونی به نام هورمون آزاد کننده کورتیکوتروفین را آزاد می کند. این هورمون با گردش در خون غده ی هیپوفیز را تحریک می کند. هیپوفیز بعداً هورمون آرنوکورتیکو تروفیک را ترشح می کند. این باعث می شود که قشر غذه ی فوق کلیوی، هورمون های استرس به نام گلو کوکورتیکوئید را تولید کند در انسان گلوکوکورتیکوئید استرس که تولید می شود، کورتیزول نامیده می شود. کورتیزول در مواقع اضطراری، هورمون خوبی است. کورتیزول بدن را برای جنگ یا گریز آماده می کند و از پاسخ التهابی بدن به آن به تأخیر می افتد. به عبارت دیگر گریختن بر شفا یافتن اولویت دارد، و ترمیم بافت نسبت به زنده ماندن در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد. اگر نیاز داشته باشید از شیری فرار کنید که شما را ترسانده است، این قطعا ارزش بقا دارد این همچنین توضیح می دهد که چرا گاهی تزریق کورتیزون برای کاهش دادن التهاب در مفاصل آسیب دیده استفاده می شود. اما کورتیزول جنبه ی منفی هم دارد. اگر پاسخ کورتیزول متوقف تشود. کورتیزول می تواند به سلول های مغز مخصوصا در هیپوکامپ آسیب برساند. در سطح بسیار بنیادی، استرس برای مغز شما بد است. استرس حتی ممکن است جلوی رشد را بگیرد. نوزادانی که تحت استرس هستند به شیوه ی معمول وزن کسب نمی کنند. بنابراین مغز گیرنده هایی برای تشخیص دادن فعالیت غدد درگیر در پاسخ استرس، تدارک دیده شده است. اما اگر عامل استرس زا باقی بماند محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال فعال مانده و ترشح کورتیزول ادامه می یابد. گرچه تولید کوتاه مدت کورتیزول بسیار انطباقی است، ولی فعالیت زیاد و مزمن محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال با سطوح بالای کورتیزول در گردش ممکن است مشکل ساز باشد.

استرس، افسردگی و دستگاه ایمنی

فهرست عوامل استرس زایی که با توقف دستگاه ایمنی ارتباط دارند متفاوت است و محرومیت از خواب دوِ ماراتون، فضانوردی، مراقبت از بیمار مبتلا به زوال عقلو مرگ همسر از آن جمله هستند. از جنبه ی مثبت شواهدی وجود دارند مبنی بر اینکه خنده با افزایش عملکرد ایمنی ارتباط دارد. گرچه استرس کوتاه مدت به دستگاه ایمنی لطمه کلی می زند، اما عوامل استرس زای بادوام تر، نظیر بیکاری یا از دست دادن همسر با توقف ایمنی کلی ارتباط دارند. این اوضاع اقتصادی دشوار امروز، مایه ی نگرانی زیاد است. افرادی که بیکار هستند، عملکرد ایمنی پایین تر از افراد شاغل دارند. اما خبر خوب این است افرادی که بیکار هستند، عملکرد ایمنی پایین تر از افراد شاغل دارند. اما خبر خوب این است که وقتی افراد شغل دیگری پیدا می کنند، عملکرد ایمنی دوباره به حالت طبیعی برمی گردد. افسردگی نیز با عملکرد ایمنی معیوب ارتباط دارد. به علاوه ارتباط بین افسردگی و توقف دستگاه ایمنی حداقل تا اندازه ای از موقعیت ها یا وقایع خاصی که ممکن است احساسات افسردگی را ایجاد کرده باشند مستقل است. به عبارت دیگر حالت افسرده بودن، چیزی غیر از هرگونه تأثیرات منفی عوامل استرس زا را که خلق افسرده را تسریع کرده اند، اضافه می کند.

استرس و بیماریهای مرتبط

استرس و بیماری قلبی-عروقی

چون بیماری قلبی-عروقی علت اصلی مرگ در ایالات متحده است و به این علت که در مورد تأثیر استرس بر قلب تحقیقات زیادی شده است. فشار خون، بیماری قلبی کرونری از جمله بیماریهایی هستند که استرس بالا یکی از علل آنهاست. انواع استرس روزمره نیز می توانند خطر ابتلا به بیماری قلبی کرونری را افزایش دهند یک نمونه آن استرس مربوط به کار است. 

درمان اختلالات مرتبط با استرس

از دارو درمانی و جراحی به عنوان درمان زیستی استفاده می شود و از روش های روانشناختی مانند افشای هیجانی(درد و دل کردن و نوشتن)، بازخورد زیستی (اندازه گیری ضربان قلب، سطح تنش عضلانی، فشار خون)، آرمیدگی و مراقبه و درمان شناختی-رفتاری استفاده می شود.